شعرهای تازه وهاب مجیر

دو شعر تازه از عبدالوهاب مجیر
در کتاب باد ها !
مثل روح من پریشان است خواب باد ها
چیست از این جان کنی هایش جواب باد ها
دوست ای نامرد ! ای بی اعتنا ای سنگ جو
ای که تنها ماندی ام در پیچ و تاب باد ها
داستان بی تویی های مرا باری بخوان
با خط وحشی توفان در کتاب باد ها
بیشتر از کفتر آواره مانند من اند
سایه لرزان بید و اظطراب باد ها
سبز و سرشار است چون مجموعه شعر مجیر
از سرود و ساز دلتنگی رباب باد ها

نا دیده آب …
تا از کنار چشم تو ای خوب رد شدم
شاعر شدم یگانه شدم پو چ و بد شدم
احساس قد کشید و زبان مرا برید
در پیش روی روشنی عقل سد شدم
نا دیده آب موزه کشیدم . . . در آن شروع
آماده فدا شدنت بی عدد شدم
چون قریه یی که یک شب بارانی سیاه
با دست های زلزله ویران شود شد م
آنگاه پیر بودم و بیهوده مثل هیچ
با پیچ پیچ عادت تو تا بلد شدم
آنچه به دست آمد از آن دست پاچگی
تو شهر شهر شهره شدی من حسد شدم

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: