ناتو در افغانستان: ارزیابی و درونمای یک ماموریت دشوار

November 7, 2007
از نیک و بد
متن سخنرانی
ناتو در افغانستان: ارزیابی و درونمای یک ماموریت دشوار
یاسین رسولی

جناب رییس, فرهیختگان ارجمند, خانم ها و آقایان
1. معمای امنیت در افغانستان
می خواهم با چند آمار از نامنی ها و تحلیل آن آغاز کنم. پنج و نیم سال پس از سقوط طالبان گراف ناامنی ها به شدت بالا رفته است به گونه یی که در سال 2006 بیش از 4000 نفر افغان و از نیروهای بین المللی کشته و مجروح شدند. در سال 2006 بیش از 200 مدرسه به آتش کشیده شده است و 400 مدرسه به تعطیلی کشانده شد؛ بیش از 130 هزار دانش آموز از حضور در کلاس های درس محروم گشتند.

حادترین شکل ناامن سازی تروریسم انتحاری بوده است در سال 2006 بیش از 6 برابر سال پیش رخ داده است؛ این نوع تروریسم از اواسط سال 2005 شیوع پیدا کرده است. بین سالهای 2001 تا 2005 فقط 5 عملیات انتحاری صورت گرفت. این رقم تا پایان آگوست 2007, 103 مورد بوده است که در تمام سال 2006, به 123 مورد رسیده است. گرچه هدف اول انتحارگران نیروهای خارجی در افغانستان بوده است اما آمار نشان می دهد که 80 درصد قربانیان غیرنظامیان بوده اند. از 183 افغان که در نیمه اول سال 2007 کشته شده اند, 121 تن شان شهروندان غیر نظامی بوده اند. تحقیقاتی که UNAMA از انتحارکنندگان ناکام در زندان پل چرخی داشته است نشان می دهد که اکثر آنان افراد جوان, فقیر, کم سواد و تحت تاثیر تبلیغات مدرسه های مذهبی در پاکستان بوده اند؛ قوی ترین انگیزه وعده پاداش معنوی و ایفای وظیفه دینی و حتی تحریک احساسات قومی بوده است که توسط سازمان دهندگان انتحار به آنان تلقین شده است. [i]

در واقع دولت افغانستان, ناتو و نیروهای ائتلاف با شبکه های تروریستی روبرو گشته اند که تفاوت های اساسی با طالبان در سال 2001 دارد. اینجا, یک نبرد مشخص و در جبهه مشخص نیست. قدرت گیری مجدد طالبان نه به عنوان یک نیروی سیاسی-نظامی بلکه به شکل شبکه های تروریستی درآمده اند؛ تروریست ها قار به ایجاد یک قدرت با توان هماوردی مستقیم نظامی که چند ولایت را در کنترول بگیرند را ندارند. به اشباحی می مانند که آموزش دیده اند تا با استفاده از تاکتیک های ناامن سازی مانند: مین گذاری در مسیر کاروانهای نظامی, گروگانگیری اتباع خارجی, راه گیری مردم و انفجارهای انتحاری در شهرها, کشتن علما و بزرگان قومی, محیط را در حدی ناامن بسازند که مانع پیشبرد هر نوع سازندگی گردند.

عملیات انتحاری در افغانستان سابقه نداشته است و پدیده نو است که پس از سال 2005 به صورت گسترده رخ داده است. گفته می شود که طالبان هرچه بیشتر شیوه های خشونت را از تاکتیک های القاعده در عراق آموخته اند و در افغانستان در پیش می گیرند و خواهند گرفت. به نظر می رسد, تا زمانی که طالبان یک جای امن برای پناه گرفتن، آموزش، تدارکات و تجهیز مالی را در آنسوی قلمرو دولت افغانستان در اختیار داشته باشند تا سالها بتوانند به جنگ و گریز ادامه دهند.

تروریسم, به ویژه در اشکال جدید آن مانند تروریسم انتحاری و گروگان گیری ها, حتی با تلقین های مذهبی در افغانستان, نشانه یک مبارزه مذهبی و ایدئولوژیک نیست و زمینه یی در تعارضات اجتماعی و جامعه باز افغانستان ندارد. تحلیل هایی که ریشه نا امنی های جاری را به تعارضات میان اتنیک ها نسبت می دهند, تحلیل های ژورنالیستی اند و یا سیاستی است که می توان آن را نوعی فرافکنی مسایل داخلی و نسبت دادن آن به افغانستان ارزیابی کرد. گرچه همه مسایل میان اقوام در افغانستان حل نشده است اما دموکراتیک شدن democratizationپروسه بلندمدت است و در زمان کوتاه شش سال گذشته نظام سیاسی, نورم های دموکراتیک را با کارنامه درخشان تطبیق کرده است. در نظام سیاسی فعلی بیش از تمام دوره های پیشین چهره متکثر اقوام در ساختار دولت تبارز یافته است. پشتون, تاجیک، هزاره و ازبیک و سایر اقوام در هر سه قوه دولت حضور دارند و پشتونها بیشتر از سایر اقوام افغانستان قربانی تروریسم شده است.

2. ناتو در افغانستان
روز بعد از 11 سپتامبر, ناتو برای اولین بار از ماده 5 منشور خود استفاده نمود و حمله 11 سپتامبر را حمله به تمام اعضاء تلقی کرد. از 4 اکتبر 2004 ناتو فرماندهی نیروهای کمک به تامین امنیت در افغانستان (آیساف)International Assistant Security Force (ISAF) که بیش از 41 هزار نیرو را از 37 کشور از اعضای ناتو و غیرعضو ناتو را در بر می گیرد؛ بر عهده گرفت. آیساف از ابتدا به عنوان نیروی ملکی civilian forces بنا بر موافقت نامه بن (2001) و قطعنامه های 1366 و 1510 فبروری 2002 ملل متحد ایجاد گردید. ماموریت ایساف, بیشترینه حفظ صلح peace keeping و تحکیم صلح peace building را در بر می گیرد که از طریق تیم های بازسازی ولایتی (پی آر تی) Provincial Reconstruction Teams در 4 مرحله به 25 ولایت افغانستان گسترش یافته است.

مسوولیت اصلی “جنگ با تروریسم” در افغانستان برعهده نیروهای عملیات آزادی پایدار Operation Enduring Freedom (OEF) با فرماندهی امریکا بود که از 20 هزار سرباز در سال 2001 اکنون به 8 هزار نفر کاهش یافته است و این به خاطر سهم گرفتن ناتو در عملیات های نظامی علیه شبکه های تروریستی بعد جنوری 2006 است.

پس از شش سال, هنوز پرسش در مورد ریشه های ناامنی یک پرسش اساسی است. شبکه های طالبان و القاعده و محافل حامی آنان, چه اهدافی را دنبال می کنند؟ ناتو در مبارزه با ترویسم تا چه حد موفقیت داشته است و چالش های پیش روی ناتو در افغانستان چیست؟ ناتو در چه زمینه هایی ضرورت به تغییر استراتیژی خود در افغانستان دارد؟

موفقیت یا ناکامی ناتو در افغانستان در چند حوزه قابل ارزیابی است, که تحکیم صلح و امنیت پایدار با آن مربوط است؛ تاکتیک های عملیات نظامی در “جنگ با تروریسم” قابل نقد و ارزیابی است. نقش تیم های بازسازی ولایتی (PRT), نوسازی و بازسازی اردو و پلیس ملی افغانستان و گسترش حاکمیت دولت مرکزی به ولایات, دیپلوماسی برای هماهنگی میان خود اعضای ناتو و ابزار دیپلوماسی برای حمایت از اهداف ناتو در افغانستان در میان خود اعضای این سازمان و کشورهای غیرعضو و جلب همکاری منطقه یی برای کمک به تامین امنیت و ثبات در افغانستان حوزه های مهم, وابسته بهم و پیچیده یی است که ناتو با حضور در افغانستان درگیر آن شده است به نحویی که فراتر از جنبه های نظامی, موفقیت ناتو با مسایل داخلی و منطقه یی گره خورده است. و این آزمون جدید است که ناتو در افغانستان تجربه می کند.

3. ارزیابی
ناتو که در کشمکش جهان دو قطبی تاسیس گردیده بود و با استراتیژی و ساختار متعارف نظام بین المللی برای “دفاع جمعی” collective defense سازمان یافته بود, برای پیروزی در ماموریت جدید در افغانستان نیاز به بازاندیشی های اساسی دارد تا در جنگ با تروریسم و مشارکت در پروسه تحکیم صلح peace building با “تهدیدهای جدید” امنیت اعضای خود و امنیت بین المللی مقابله کند؛ و این ماموریت برای بار اول در خارج از اروپا یک تجربه جدید است.

رییس جمهور کرزی و دبیرکل ناتو, اعلاميه‌ همكاري بلندمدت را با ناتو در 6 سپتامبر 2006 امضاء كردند, كه چارچوب همكاري بلندمدت ناتو با افغانستان‌ را تعریف مي ‌كند. برای دولت افغانستان همکاری درازمدت با ناتو اهمیت استراتیژیک دارد. اين همكاري‌ها خصلت دوجانبه داشته و عليرغم تبليغات و تحليل‌ها، بر ضد هيچ قدرت سوم پيش نرفته است. در واقع پيوستگي تحکیم امنيت و پیروزی بر تروریسم با مسايل بين المللي و منطقه‌يي ايجاب چنان همكاريهای استراتي‍ژيك و بلندمدت را دارد.

بنا بر موافقت نامه ی همکاری بلندمدت افغانستان و ناتو, این سازمان در آموزش اردو و پلیس ملی افغانستان, تقویت نقش دولت در ولایت ها و بازسازی نقش برجسته یی برعهده دارد. مردم افغانستان از ماموریت ناتو در افغانستان قدردانی و حمایت می کنند.

اکنون پس از دو سالی که ناتو در افغانستان حضور فعال یافته است؛ چالش هایی پیش رو دارد از جمله:
1. آمار کسانی که براثر اشتباه و عدم هماهنگی در عملیات نظامی کشته می شوند به حد نگران کننده رسیده است و یکی از عوامل اساسی گسترش دامنه ناامنی ها به شمار می رود. هماهنگی میان خود نیروهای ناتو و با اردو و نیروهای امنیتی افغان در عملیات های نظامی دشوار است اما با آنهم یک فاکتور مهم است که موفقیت یا شکست ناتو در افغانستان به آن وابسته است.
2. احترام به سنت های افغانها نیز اصل مهم است, بازرسی خانه ها توام با خشونت سبب پیوستن عده یی به شبکه های طالبان شده است. جامعه افغانی به ویژه در میان پشتونهای دو سوی دیورند, ساختار قبیله یی و قومی پیچیده یی دارد که بدون شناخت عمیق و از نزدیک آن, تلاش برای هر نوع تغییر اجتماعی و سیاسی با واکنش های خصم آلود قبایل روبرو می گردد. و طالبان تلاش کرده است تا ساختار سنتی قدرت و تصمیم گیری در میان قبایل را تغییر دهد و این پروسه یی هدفمند برای محافل حامی طالبان نیز بوده است که مناطق دو سوی دیورند را ناآرام تر ساخته است.
3. بر اساس گزارش سازمان ملل متحد، امسال کشت خشخاش ۱۷ درصد نسبت به سال گذشته افزایش یافته است، این افزایش بیشتر در ولایات ناامن از جمله ولایت هلمند محسوس است. بايد ناتو برای كمك رساندن به اردو افغانستان در جنگ ترياك ـ يعنی در نابود كردن آزمايشگاه‌های هروئين سازی، از هم پاشاندن مكان‌های خريد و فروش هروئين، حمله به كاروان‌های ترياك و تحويل قانون دادن شبکه های موادمخدر یاری رساند. اما كشاورزان فقیر ترياك مورد متفاوتی هستند. ريشه كنی و امحاء اجباری، دهقانان را به سوی افراط گرايان می‌فرستد و از اين رو به كاهش مزارع خشخاش نمی‌انجامد.
4. حادشدن معضل تروریسم و نگراني‌هاي فزاينده از گسترش ناامني‌ها حكايت نارسایی دیپلماسی اعضای ناتو نیز بوده است. دیپلوماسی ناتو در جلب نقش سازنده کشورهای منطقه و کشورهای اسلامی در جنگ عیله تروریسم و مواد مخدر موفق نبوده است. دیپلوماسی ناتو در میان خود اعضا به حد موثر هماهنگ نشده است. با وجود اطلاعات غیرقابل انکار در مورد منابع تروریسم و پایگاه ها و شبکه ها در بیرون از مرزهای افغانستان, ناتو نتوانسته است فشار سیاسی و دیپلوماتیک موثر بر محافل حامی ترویسم وارد کند و از یک تصمیم جدی برای ویران کردن پناه گاههای طالبان و القاعده در آنسوی دیورند عاجز مانده است.
5. نتایج عملیات نظامی کوتاه مدت است. ناتو در زمینه یافتن یک راه حل سیاسی نیاز به پالیسی ها و ابتکارت سیاسی دارد. تجربه های مذاکرات محدود که با طالبان مثلاً در موسی قلعه انجام شد نتیجه مثبت نداشت اما با آنهم, از این تجربه آزمون و خطا درس خوبی می توان گرفت. در واقع بدون تلاش های سیاسی تامین ثبات دشوار و یا ناممکن به نظر می رسد.

4. تحول در استراتیژی ناتو
1. نقش اردو و نیروهای امنیتی افغانستان: تجربه شش سال به روشنی نشان می دهد؛ در هر جایی که امنیت توسط نیروهای اردو و پلیس افغانستان تامین می گردد کارایی بالاتر و محیط امن تر ایجاد شده است. و در ولایت هایی که تحت کنترل دولت افغانستان بوده است کاهش قابل ملاحظه کشت تریاک را شاهد بودیم.
افغانستان مي‌خواهد مسوولیت بیشتری در تامین امنیت به دست گیرد. دولت در هر بحثي با جامعه جهاني بر قدرتمندسازی اردوی ملی، پلیس ملی و نيروهاي امنيتي تاكيد کرده است؛ بدون اردو كه خود زاده دولت مدرن است و نیز شكل دهنده دولت مدرن هم هست, دولت افغانستان قادر نخواهد شد تا در مسوليت‌هاي خود برای حفظ امنیت سراسری پاسخ درست دهد. اردو 70 هزار نفری که درموافقت نامه بن (2001) بنیاد نهاد شد بدون توجه به واقعیت های دشوار امنیتی فعلی افغانستان بود. تا زمانی که نیروهای امنیتی افغانستان مسوولیت تامین امنیت و حفاظت شهروندان را برعهده بگیرند و مرزهای افغانستان توسط اردوی ملی و با حمایت ناتو و نیروهای ائتلاف کنترول شود می توان به امنیت و ثبات امیدوار بود. و این مسوولیت ها را اردو حداقل با 200 -300 هزار نیرو و مجهز به تجهیزات مدرن عملی است.
2. بهبود در زندگی مردم: گرچه پی ار تی در 25 ولایت افغانستان در پروژه های بازسازی فعال هستند اما بازهم بهبود در زندگی مردم به کندی مشاهده می شود. در واقع سیکل باطل ایجاد شده است؛ ناامنی بازسازی و رونق اقتصادی را متوقف می کند و در شرایط بد اقتصادی گرایش عمومی به سمت طالبان بیشتر می گردد.
3. راه حل های سیاسی: تماس های مردم دو سوی خط دیورند در افغانستان و پاکستان که نمونه یی از تلاش برای تماس مردم با مردم را به پیشنهاد رییس جمهور کرزی در نشست “جرگه امن منظقه یی” در کابل در آگوست 2007 با شرکت 700 تن از نمایندگان مردم از افغانستان و پاکستان شاهد بودیم. شرکت کنندگان این نشست بیشترین تاکید بر یافتن راه حل های سیاسی داشتند و نتایجی که در کمیته های تخصصی پنج گانه آن به تایید نمایندگان رسید, پیوستگی امنیت و ثبات را با تلاش های سیاسی و پیشبرد بازسازی و توسعه اقتصادی در منطقه نشان می دهد.
4. مذاکره با طالبان: طالبان یک جریان یکدست نیست, همه آنها در حال جنگ با دولت نیستند. کمیسیون تحکیم صلح و آشتی ملی به ریاست حضرت مجددی که از سال 2003 افراد زیادی از طالب های افغان که سلاح را بر زمین نهاده و می خواهند به زندگی عادی برگردند با آغوش باز پذیرفته است, تعدادی از طالب های دستگیر شده از پل چرخی و از گوانتانامو توسط این کمیسیون آزاد شده اند. راه صلح و آشتی ملی در افغانستان باز است اما تابع شرایط, از جمله: نهادن سلاح بر زمین و احترام به ارزش های قانون اساسی به مثابه یک سند وحدت ملی است. هر نوع مذاکره و گفتگویی را نمی توان پروسه یی پنداشت که در کوتاه مدت به نتیجه برسد مثلاً تا پایان 2007 نتیجه بدهد. باید به نتایج بلندمدت این سیاست فکر کنیم.

خانم ها و آقایان,
5. ناتو و همگرایی امنیتی منطقه یی
پیچیدگی مشکل امنیت افغانستان از آن روست که هر کدام از کشورهای همسایه و بازیگران منطقه یی رویکرد متفاوت, خاص و متضاد نسبت به امنیت و ثبات در افغانستان داشته اند. سیاست بعضی از کشورهای منطقه به گونه یی است که میان شبکه‌های تروریستي مرز قايل می شوند. در واقع شبکه های تروریستی مرز نمی‌شناسند و جنگ علیه تروریسم هم نمی‌تواند در مرزهای ملی محدود بماند. عملیات های خونین انتحاری در روزهای اخیر در پاکستان و اعلان جهاد القاعده و بعد “جماعت اسلامی” علیه رییس جمهور مشرف نشان می دهد که طالبان بیشتر از اینکه مشکل افغانی باشد یک جریان روبه گسترش در منطقه است.

حل مسایل امنیت نیاز به گفتگوی سازنده و صریح در مورد یک همکاری امنیت منطقه یی دارد. ریشه های ناامنی از نگرانی های کشورهای منطقه نسبت به هم نشات می گیرند. زمان آن رسیده است که کشورهای منطقه نگرانی‌های همدیگر را انکار نکنند. استراتیژی های مقطعی و یک‌جانبه‌یی نمی تواند برای مسایل اساسی پس پرده ناامنی در منطقه ما راه حل های اساسی بیابد.

6. سخن پایانی
مبارزه با تروریسم و افراط گرای مذهبی ناتو را به افغانستان کشانده است. زود است که نقش ناتو در فرماندهی آیساف در افغانستان را گسترش ناتو در این کشور ارزیابی گردد. ماموریت ناتو در افغانستان بیشتر تقویت و تحکیم صلح peace keeping & peace building است.

اما ناتو برای موفقیت در افغانستان باید در این ایده نادرست که با کشتن همه ی تروریستها و بنیادگراها تهدید تروریسم برطرف می گردد, بازاندیشی کند. در حالی که شرایط محیط طالبان‌پرور و زاینده تروریسم در حجم و اندازه کلان است, توسعه نیافتگی, فقر, قاچاق و فساد فزاینده و ضعف دولت افغانستان در گسترش حاکمیت دولت مرکزی دور باطل عقب ماندگی را به وجود آورده است.

باید به منابع محیطی و منطقه‌یی ناامنی توجه کنیم. از نگرانی های مردم و از اختلاف های حل ناشده تاریخی در دو سوی دیورند در در تمام سطوح از تماس و گفتگو میان مردم, علما, بزرگان قومی, نهادهای جامعه مدنی و حکومت های پاکستان و افغانستان شروع کنیم و به اگر خوشبینانه نگویم در یک رویکرد همدلانه، بل در یک رویکردی با توجه به منافع مشترک جمعی منطقه یی به ریشه‌های بی‌ثباتی و ناامنی توجه شده و به راه حل های بدست آمده اعتماد گردد. کلید معمای امنیت افغانستان و موفقیت ماموریت ناتو در این گفتگوهاست.
29 اکتوبر 2007