جرگه امن منقطه یی: هدف یا ابزار؟

August 27, 2007

از وبلاگ نرگس


جرگه صلح افغانستان و پاکستان در میان خوشبینی های فروان رهبران دو کشور با صدور قطعنامه یی به پایان رسید. در مراسم پایانی این جرگه جنرال پرویز مشرف رییس جمهور پاکستان و حامد کرزی رییس جمهور افغانستان سخنرانی کردند. مشرف در این جرگه، ضمن تکرار مواضع فبلی اش مبنی بر عدم مداخله در امور افغانستان و حمایت از گفت وگو با طالبان ، گفت که طالبان از سوی برخی ها در خاک کشورش حمایت می شوند. او همچنان بر ایجاد فضای اعتماد میان دو کشور تاکید کرد. آقای کرزی هم ضمن تشکر از برگذار کنندگان و گردانندگان جرگه از فیصله های جرگه حمایتش را اعلان نمود.

برگزاری جرگه امن منطقه یی به عنوان آخرین ابزار از سوی دولت افغانستان روی دست گرفته شد تا پاکستان را وادار به همکاری های بیشتر در زمینه مبارزه با تروریسم نماید.

مراسم گشایش این جرگه در پنجشنبه گذشته از سوی دولت افغانستان با آماده گی های گسترده و تدابیر شدید امنیتی به عنوان موفقیتی بزرگ برگذار شد. در این مراسم ، در ابتدا قرار بود که جنرال پرویز مشرف رییس جمهور پاکستان همراه با حامد کرزی شرکت کند، اما او در آخرین روز قبل از آغاز جرگه به دلیل مسایل داخلی کشورش از آمدن به کابل امتناع ورزید. همچنین برخی از سران قبایل و احزابی که عمدتاً حامیان طالبان در آن کشورپنداشته می شوند در این جرگه شرکت نکردند.

جرگه امن در حالی برگذار شد که برخی از همان ابتدا عدم خوشبینی شان را اظهار کردند. آن ها عمدتاً ها نسبت به صداقت دولت پاکستان شک و تردید داشتند.

عزيز واصفي دستگاه جاسوسي پاكستان، آي اس آي، را متهم به حمايت از طالبان كرد. آقاي مجددي هم تصريح كرد كه تروريست هاي از پاكستان به افغانستان مي آيند و نه از ساير كشور هاي افغانستان.

سوال این بود که جرگ چه موضوع هایی را مورد بحث قرار می دهد؟ هدف اصلی این جرگه چیست؟ سر انجام جرگه دایر شد و یک اعلامیه شش ماده یی را صادر کرد.

در ماده نخست این اعلامیه تروریسم به عنوان “تهدید مشترک برای هردو کشور” خوانده شده و اعلام گردیده که : “یک کمپاین جدی و خستگی ناپذیر علیه تروریزم وسعت یابد “. همچنان این اعلامیه از حکومت های هردو کشور خواسته تا” به فعالیت های مراکز تربیوی تروریزم در کشور های شان اجازه ندهند”.

در ماده دوم از تشکیل یک جرگه مشترک پنجاه نفری در آینده ذکرشده که وظیفه آن علاوه بر نظارت بر اجرای تصامیم جرگه امن ، تسریع روند گفتگو و آشتی با مخالفان و برنامه ریزی برای برگزار کردن جرگه های امن مشترک خواهد بود.

در ماده سوم تاکید بر عدم مداخله وتقویت روابط دو جانبه شده است.

در ماده چهارم مبارزه با مواد مخدر به عنوان پدیده مرتبط با تروریسم یاد شده و تاکید بر مهیا نمودن معیشت بدیل گردیده است.

ماده ششم می گوید که سفارش های کمیته های پنجگانه جرگه بخشی از این قطعنامه می باشد.

به این صورت قطعنامه جرگه امن اهداف هردو کشور را به صورت مشخص در بر ندارد. ماده نخست آن که بر جنگ و مبارزه با تروریسم تمرکز دارد هم گنگ است. چهار ماده بعدی را می شود گفت بر ابزار ها و روش های مبارزه با تروریسم ناظر اند. موارد عمده یی که در این اعلامیه به عنوان ابزار و روش های مبارزه با تروریسم ذکر شده عبارت اند از بستن مراکز تربیت تروریست ها ، آشتی با مخالفان و مبارزه با مواد مخدر.

یقیناً ریشه های تروریسم فراتر از آن اند که بتوان با آشتی با آن ها و یا ریشه کن کردن تریاک آن ها را خشکاند، ولو که این فرض تحقق هم بیابد.

به همین ترتیب ، آن گونه که در ابتدا گفته می شد جرگه به ریشه یابی تروریسم نپراخت ؛ تروریسم را تعریف نکرد و نگفت که که ها تروریست هستند؛ هم چنین جرگه، فیصله نکرد که دولت های دو کشور چه چیز را در زمینه ریشه کن کردن تروریسم و تامین امنیت مورد هدف قرار دهند.

مشرف و شوکت عزیز در این جرگه بار دیگر طالبان را بخشی از مردم افغانستان خواندند و مشکلی از که ناحیه آن ها به وجود آمده است را هم مشکل داخلی افغانستان دانستند. یعنی این ربطی به پاکستان ندارد و آن کشور نمی تواند در قبال آن ها هدفی داشته باشد. در حالی که دولت افغانستان طالبان را بخشی از گروه های تروریستی میداند . آن ها با القاعده و حزب اسلامی در طول خط دیورند فعالیت دارند و از سوی حلقات معینی در داخل خاک پاکستان حمایت می شوند. این موضوع را مشرف در این جرگه برای نخستین بار اعتراف کرد. این زمانی است که پاکستان هم یک سری نا آرامی ها را در این اواخر پشت سر گذاشته است.

اگر طالبان مشکل داخلی افغانستان اند، حضور القاعده و حمایت حلقات پاکستانی از این دو گروه چگونه توجیه می شود؟ و مربوط به کدام کشور و کدام مراجع است؟

در جرگه هردو رهبر پاکستان از اعتماد میان دو کشور سخن گفتند. آقای کرزی در مراسم پایانی جرگه از جانب افغانستان از اعتماد افغانستان به مشرف اطمینان داد و افزود:”اعتماد ما به شما بستگی دارد”. اعتماد برسر چه؟ این که گروه های تروریستی را به کشور های یکدیگر نفرستند؟ در امور داخلی یکدیگر مداخله نکنند؟

این ها می رسانند که گویا هنوز دولت های افغانستان و پاکستان حتی بر سر اصول – که شامل اهداف هر دو کشور در مبارزه با تروریسم باشد- باهم توافق ندارند. تا زمانی که هدف مشخص نباشد بحث برسر ابزار ها و روش های مبارزه منطقی به نظر نمی رسد.

پیش از این حامد کرزی ، رییس جمهور و مقامات بلند پایه دولت افغانستان گفت و گو های زیادی را با رهبران پاکستان انجام داده بودند تا آنها را متقاعد کنند که در مبارزه با هراس افگنی همکاری جدی تر نمایند. حتی طی چند سال گذشته مذاکرات منظم میان مقامات بلند پایه دو طرف ، به صورت دوره یی برگزار می گردید. ولی نتیجهء درستی از همه ء این تلاش ها به دست نیامد. پس از آن بود که آقای کرزی برگزاری جرگه امن مشترک را در مذاکرات میان رهبران سه کشور افغانستان، ایالات متحده امریکا و پاکستان پیشنهاد کرد و برگزاری آن به تصویب هر سه رهبر رسید.

گفته می شود پاکستان – که از همان ابتدا دلسرد به نظر می رسید- تحت فشار های مقامات امریکایی ها مجبور به همکاری به برگزاری جرگه شده بود. آقای مشرف، که در مراسم گشایش جرگه شرکت نکرده، بود بنا به تماس تلفونی که کاندولیزا رایس ، وزیر امور خارجه امریکا، با او داشته است، حاضر به شرکت در مراسم اختتامیه جرگه گردید.

*********

پاکستان ، اولین کشوری بود که رژیم طالبان را در سال ۱۹۹۵ به رسمیت شناخته بود و حمایت می کرد. همچنان آن کشور یکی از سه کشوری بود که ، در زمان رژیم طالبان ، در کابل سفارت داشت و آخرین کشوری بود که بعد از یازدهم سپتامبر۲۰۰۱، تحت فشار های خارجی، به ویژه آمریکا، سفارتش را بست و حمایتش را از طالبان قطع کرد.

بعد از حادثه یازده سپتامبر توجه جهانیان به سوی خطر تروریسم جلب گردید. زمانی که جنگ در افغانستان برضد طالبان والقاعده آغاز گردید ، آن ها خیلی به سادگی شکست خوردند و به سوی مرز های پاکستان عقب نشینی کردند.

از آن پس همواره دولت پاکستان متهم می شد که در داخل خاک خویش برای رهبران القاعده و طالبان پناه داده است. دولت افغانستان پاکستانی ها ، به ویژه سازمان جاسوسی آن کشور آی اس آی ، را متهم به حمایت از طالبان می کرد.

ولی پاکستانی ها همواره ادعا های دولت افغانستان مبنی بر عدم همکاری در این مبارزه را رد کرده و مشکل امنیتی در افغانستان را یک موضوع داخلی این کشور قلمداد می کردند.

گاه گاهی وارد کردن اتهامات متقابله به تیره گی روابط میان دو کشور منجر می گردید. جنگ لفظی میان دو کشور در این اواخر شدت بیشتر یافته بود.

Advertisements